هشدارهای این هفته دیک چنی معاون رئیس جمهوری امریکا و جان بولتون نماینده امریکا در سازمان ملل به ایران، این حدس را که امریکا و اسرائیل در حال طراحی حمله قریب الوقوع نظامی به ایران هستند، تقویت کرده است.
روز گذشته دیک چنی خاطر نشان کرد: "رژیم ایران باید بداند که اگر روند کنونی خود را ادامه دهد، جامعه بین الملل آماده است فشارهای جدی بر ایران وارد کند. ما به ایران اجازه نخواهیم داد سلاح هسته ای داشته باشد." در همین حال جان بولتون اظهار داشت: "ایرانیان باید بدانند که همه گزینه ها در دستور کار است."
همه گزینه ها در دستور کار است و "فشارهای جدی" قطعاً به معنای اقدام نظامی است. اما صرف اینکه دو تن از برجسته ترین مقامات سیاسی امریکا به عنوان بخشی از فشارهای کنونی دیپلماتیک، ایران را تهدید می کنند، به این معنی نیست که امریکا در شرف حمله به ایران است.
از سوی دیگر صرف اینکه حمله به ایران و پیامدهای آن بسیار خطرناک و فاجعه آمیز به نظر می رسند، به این معنی نیست که اگر ضرورت ایجاب کند، دولت بوش به این عمل دست نخواهد زد. به منظور درک این نکته که اگر ایران، جامعه بین الملل را نادیده بیانگارد و به ساخت سلاح اتمی مبادرت ورزد، واشنگتن قادر خواهد بود چه اقدام نظامی علیه ایران انجام دهد، ابتدا بایستی این تصور را از اذهان کارشناسانی که نسبت به اقدام نظامی علیه ایران هشدار می دهند، زدود.
کنث پولاک کارشناس مسائل سیاسی در موسسه بروکینگز در مصاحبه با شبکه خبری NBC اظهار داشت: "اکثر سازمان های اطلاعاتی غرب به شما می گویند که حتی مطمئن نیستند سایت های هسته ای ایران دقیقاً کجا واقع شده اند."
در همین حال مارتین وان کریولد مورخ نظامی اسرائیلی تبار به روزنامه یو اس ای تودی گفت: "فاکتور غافلگیرکننده که اصلی ترین شرط حمله به ایران است، وجود ندارد. سایت های ایران متعدد و پنهان هستند و در عین حال مقاوم سازی شده اند."
یقیناً پولاک و وان کریولد به آنچه که می گویند، باور دارند. آنها معتقدند حمله به سایت های هسته ای ایران مشکل و پیچیده خواهد بود و در عین حال اطلاعات مناسب کافی وجود ندارد. به علاوه، این اطلاعات احتمالاً تمامی قوانین سنتی نظامی و حتی سیاسی را نقض خواهند کرد.
از سوی دیگر دولت بوش موضع خود را در مورد مسأله بازدارندگی هسته ای به وضوح بیان کرده است. از آنجا که کشورهای تروریستی دارنده سلاح های کشتار جمعی، نگرانی شماره یک برای امنیت ملی امریکا محسوب می شوند، دولت بوش اعلام کرده است که قصد ندارد منتظر شود تا قارچ احتمالی اتمی پدیدار شود.
بنابراین در صورتی که بدترین شرایط ممکن پیش آید و چاره دیگری نباشد: 1- دولت بوش اهمیتی به حمله "استراتژیک" غافلگیرکننده نخواهد داد و بدنبال یافتن راهی برای عملی کردن این نوع حمله نخواهد بود.
2- دولت بوش دست کم در بدو امر و یا بلافاصله خواهان تغییر رژیم ایران و یا اجرای حمله زمینی در خاک ایران نخواهد بود. اما در عین حال مشکلات اجرای این دو طرح و ناآرامی های کنونی در عراق و افغانستان مانع از آن نخواهد شد که دولت بوش از حمله به زیربنای سلاح های کشتار جمعی ایران خودداری ورزد.
3- فقدان اطلاعات در خصوص سلاح های کشتار جمعی ایران و یا استتار تأسیسات هسته ای این کشور، مانعی برای دولت بوش نخواهد بود. به گزارش روزنامه گاردین، جان بولتون نماینده امریکا در سازمان ملل هفته گذشته در دیدار با نمایندگان پارلمان انگلیس در نیویورک خاطر نشان کرد: "ما به خوبی از هشدارهای کارشناسان اطلاع داریم. اما در عین حال می توانیم با یک روش یکسان، نقاط مختلف را هدف قرار دهیم. فقط باید یک بخش از زنجیره هسته ای ایران را منهدم کرد تا کل آن نابود شود."
4- مخالفت ها و وتوی جامعه بین الملل سد راه دولت بوش نخواهند بود. در عین حال صرفاً به این خاطر که خطر برپایی جنگ همه جانبه وجود خواهد داشت، دولت بوش در به کارگیری از زور علیه ایران تردید نخواهد کرد.
اما در عین حال بهتر است رسانه های خبری از انتشار اخبار حمله قریب الوقوع به ایران و یا هشدارهای کارشناسان در مورد مشکلات چنین حمله ای خودداری ورزند. در عوض این رسانه ها باید بر روی دیدگاه دولت بوش و نظامیان امریکا در مورد حمله نظامی به ایران تمرکز کنند، چرا که اگر ایران اعلام کند که سلاح هسته ای در اختیار دارد، همواره حمله بی درنگ امریکا به ایران وحشتناک و پرمخاطره خواهد بود.
فقط باید گفت عمو جرج فعلا بی خیال شو، حمله را بذار بعد از جام جهانی!!!
منبع: واشنگتن پست، 10 مارس |