امروز وقتی به صدای زنگ خانه جواب دادم ، صدایی به من گفت اگه می شه کمک کنید!
من هیچ وقت به این درخواست ها پاسخ نمی دم چون نمی خواهم با این کارم به یک
نفر یاد بدم که می تونه بدون زحمت دستش را پیش همه دراز کنه و کمک بگیره.شاید
همه الان فکر کنند من خسیسم ،بی عاطفه ام و ... اما حضرت محمد(ص) هم فرموده اند:
به دیگران ماهیگیری یاد بدهید نه اینکه به دستشان ماهی بگذارید.این گفته همیشه در
ذهن من هست و من به این گفته همیشه عمل می کنم.اول به صدا جواب ندادم اما
وقتی مادرم گفت کی بود ، گفتم گدا بود ، مادرم گفت بهش کمک کن گناه داره و منم
بدون اینکه بگم نه گفتم چشم.رفتم و در را باز کردم اولش فکرمی کردم که شاید رفته باشه
اما وقتی در را باز کردم دیدم یک خانم با ظاهری موجه ،ساده و در حالی که فقط چشماش
معلوم بود ایستاده ،سنش حدود ۲۳ می شد.من تا به حال گدا با این ظاهر ندیده بودم!
دستم پول بود ،خواست پول را از دستم بگیره ولی من دستمو کشیدم عقب ،بهش گفتم
شما که جوان هستی و در ظاهر سلامت چرا این کار را انجام می دهید؟ بعد از ۵ ثانیه و در
حالی که از این سوال من تعجب کرده بود گفت:کار نیست.همین.دستمو با خجالت بردم جلو
و اون خانم هم پول را از دستم گرفت و رفت.من به کوچه نگاه کردم دیدم که مادرش هم جلوی
یک خانه ایستاده و آن خانم هم زنگ خانه دیگری را به صدا در آورد!!!
چرا آن خانم و افرادی مثل آن نباید در این سن در دانشگاه یا در محل کار باشند.چرا این افراد
حاضر می شن دستان نیرومند و توانای خود را پیش دیگران دراز کنند .چرا ،چرا... |