
تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرینش درآمد.انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خویش را در این گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند. همچنین سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد.
امروز روز انسانهای شریفاست ،امروز را همه کسانی که درس خوانده اند آن را به نیکی یاد می کنند.
همه اولین معلم خودرا فراموش نمی کنند ،اولین معلم من یک مرد بود !!! آقای سلطانی
معلم سال چهارم ابتدائی خودم را فراموش نمی کنم ،خانم بلوری ،خیلی دوسش داشتم و دارم ،من برای اون با بقیه
فرق داشتم.برای دلیلی که نمی دانم یهو وسط سال رفت ،دیگه نتونستم ببینمش!هنوز دلم می خواد ببینمش
تمام معلم ها خوبند ،این ما هستیم که بدیم و اگه کسی خاطره بدی داره اگه یک ذره انصاف داشته باشه خودش هم
اعتراف می کنه که خودش سازنده آن خاطره بد بوده.
از معلم های دبیرستان هم خاطره خوبی دارم.همه دبیر ها خوب بودند ولی خوب ...
ولی من همیشه با معلمهای خودم با احترام رفتار می کردم ومی کنم .مثل بچه مثبت ها دیگه!!
بی در دسر ترین دوران هم زمان پیش دانشگاهی بود که دیگه چیزی به نام شاگرد و معلم وجود نداشت
.یادش بخیر یک دبیر داشتیم می آمد سر کلاس چون خیلی مسن بود بعد از چند دقیقه خوابش می برد و ما
هم می رفتیم فوتبال بازی می کردیم!یک دبیر دیگه کل ترم به ما می گفت برای من بحث در کلاس مهم است ولی در
پایان ترم فقط به نوشته های داخل ورق توجه کرد! همه بچه های اون زمان میگن آرزو دارند تا فقط یک روز هم شده
دوباره همه ما با دبیرها برای چند ساعت هم شده دور هم جمع شویم ،ولی این یک آروز بیش نیست.
حالا در دانشگاه هم اوضاع زمین تا آسمان فرق داره از هر نظر ... اما من تا حالا به دوتا از استاد هام مدیون هستم ،
اولی استاد مرشد خانی و دومی استاد کرمانشاهی که با درک شرایط من خیلی به من کمک کردند ، و من باز هم از
آنها تشکر می کنم.ای کاش آدمها با نگاه به دیگران به آنها کمک می کردند نه با دیدن شرایط فعلی آنها !!
... اما حالا می خواهم از سایر کسانی که حق معلمی به گردن من دارند تشکر کنم ،از زمان خدمت شروع میکنم.
سرهنگ استرکی که به من یاد داد در زندگی می توان نگاهها را عوض کرد ،باید تا می توان از وقت استفاده کرد
برای مطالعه نا شناخته ها ،کاری کرد که من در ابتدا با اجبار و در وسط کار با اشتیاق و در پایان کار با حسرت به
مطالعه بپردازم.حسرت از این بابت که من در مدت ۱۸ ماه خدمتم فقط تونستم اگه اشتباه نکنم ۱۸۰ جلد کتاب
مطالعه کنم! کتابهایی در مورد همه چیز از کتابهای سیاسی امنیتی که در بیرون حتی اسمش را هم نمی توان پیدا
کرد تا کتابهایی که ... من فقط می تونم تشکر کنم از ایشان ،هر کدام از اون کتابها و حرفهایش الان برام ملموس شده.
باید از مرد بزرگ هم تشکر کنم.شما علاوه بر مرد بزرگ بودن استاد من هم بودی و همیشه هستی.
از یک خانم محترم هم تشکر می کنم که روش درست گام بر داشتن در مسیر کارم را با صبوری کامل به من یاد داد.
من اطمینان دارم که هر کس به جای ایشان بود با من اینگونه بر خورد نمی کرد.باز هم فقط میتوانم بگویم متشکرم.
در آخر از تمام معلمهام ،دبیران ،استادانم و کسانی که به من چیزی یاد داده اند صمیمانه تشکر می کنم. آرزو مند
سلامت و شاد کامی برای همه این عزیزان هستم.
تا آن هنگام که زنده اید ، سر افراز باشید.شاگرد همیشگی شما هادی مومنی |