
انگار همین دیروز بود که در زمین وبلاگم نوشتم روز معلم گرامی باد.چه زود یکسال شد ! چه زود
حسرت سال پیش در دلم زنده شد٬ حسرتی که به یکی از بزرگترین آرزوهایم تبدیل شده٬ کاش
برای یک بار هم شده حتی تو خواب معلم اول ابتدایی ( آقای سلطانی ) رو می تونستم ببینم.
همه ما هیچ وقت تا زنده ایم نمی تونیم اولین معلم خودمون رو فراموش کنیم٬ حتی اگه خیلی
ناسپاس باشیم ! که نیستیم.دیروز رئیس جمهور ایران به دست معلم خودش بوسه زد و در حالی
که اشک تو چشماش جمع شده بود از اولین معلم خودش قدر دانی کرد.هر چند خیلی از آدمها کج
فهم بدون توجه به نیت پاک این عمل به وراجی های همیشگی خودشون ادامه دادند و می دهند٬
اما من حسودیم شد.و باز هم کاش من جای احمدی نژاد می تونستم به دست معلمم بوسه بزنم
.jpg)
برای همه کسانی که به گردن من حق معلمی دارند از صمیم قلب آرزوی تندرستی و شادکامی
دارم و از خدا می خوام هر کجا که هستند در کنار کانون گرم خانوداشون زندگی پر از سعادتمندی
را همیشه در پیش رو داشته باشند٬ انشاالله

|