
کاظم یعنی: نگهدارنده و فروخورنده خشم. این رفتار در برابر کسی یا کسانی بوده که از راه جهالت و نادانی یا به تحریک دشمنان به این کارهای زشت و دور از ادب دست میزدند. چندین سال امام کاظم(علیهالسلام) از این زندان به آن زندان انتقال مییافت. در زندانهای تاریک و سیاهچالهای دهشتناک، امام بزرگوار ما با محبوب و معشوق حقیقی خود (الله) راز و نیاز میکرد و خداوند متعال را بر این توفیق عبادت که نصیب وی شده است سپاسگزاری مینمود. او همچون الماس در زندان تاریک بود، و هارون بر سریر سلطنت چون مُهرهای تیره و بی بها. زندگی قهرمانانه امام کاظم(علیهالسلام) در زندان، حقیقت توحید و ارتباط خالص با خدای بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاریخ آموخت که با بند و زنجیر، نمیتوان چراغ آزادی و فضیلت را خاموش کرد. 
"کاظم" کلمه نبود، بلکه یک جهان مقاومت و ایستادگی در برابر جباران شکنجهگر بود، شکوهی وصف ناپذیر به بلندای خورشید بود، فریادی صاعقه خیز بر خرمن هستی پلید طاغوتیان. هارون خواست از راه تطمیع، امام کاظم(علیهالسلام) را بفریبد، خود را به زندان فضل بن ربیع رسانید و امام با وساطت "فضل بن ربیع" نزد هارون آمد، هارون به حضرت احترام شایانی نمود، آن گاه پرسید: "چرا به دیدار ما نمیآیی؟" امام کاظم(علیهالسلام) در پاسخ فرمود: "وسعت سلطنت و علاقه و دلبستگی تو به دنیا باعث شده که با تو ملاقات نکنم." 
سه چیز دیده را روشنی می بخشد: نگاه به سبزه، نگاه به آب جاری و نگاه به صورت زیبا عاقبت آن امام بزرگوار در سال 183 هجری در سن 55 سالگی به دست مردی ستمکار به نام " سِندی بن شاهک " و به دستور هارون مسموم و شهید شد. |