


* اول مهر یادآور روز مهمی برای همه ما هست. روزی که برای اولین بار پا به جایی گذاشتیم
که به آن می گفتن مدرسه، همه ما خاطرات زیبا و فراموش نشدنی از اولین روزی که به مدرسه
رفتیم داریم. من خوب یادمه که مامانم مثل همه مامانای دیگه با من اومد اما فقط منو رسوند و رفت !
اون به من گفت برو خدا به همرات، از هیچ چیز هم نترس و هر چی خانم معلم گفت گوش کنم.
همه مامانا بودن اما مامان من رفت. زیاد ناراحت نشدم چون ما رفتیم سر کلاس و اون موقعه مثل
حالا نبود که مامانا بتونن تا حتی توی کلاس هم بیان !! بعد از چند لحظه با اولین انسان بزرگواری
که اسمش معلم بود آشنا شدم.
آقای سلطانی، بله آقای سلطانی ...
اولین معلم من یک خانم نبود یک مرد بی نظیر بود که به من یاد داد : بابا آب داد.آن مرد انار دارد ...
دیگه هیچ وقت نتونستم ببینمش، انگار فقط قرار بود برای یکسال معلم کلاس اول باشه،کاش یک
روز بتونم ببینمش و به خاطر زحماتش دستشو ببوسم اما حیف که این یک رویا هست برای من
آرزو می کنم هر کجا که هست سلامت و پایدار باشه و بودنه که من خیلی دوستش دارم ...  |