ما آدم ها عادت کردیم به خوب ندیدن٬ حس و حتی درک کردن شرایط و لحظاتی که شاید دیگه بهشون نرسیم.وقتی از این لحظات دور می شیم تازه می گیم حیف که تموم شد ... حیف که نفهمیدم تو ماهی بودیم که برای خدا بود٬ همون خدایی که می پرستیمش و همیشه ازش کمک می خواهیم.واسه خودمون حسرت روزها و شب هایی رو درست می کنیم که وقتی بهشون فکر می کنیم جز نا امیدی چیزی گیرمون نمی یاد و بازم می گیم انشاالله سال بعد !! آره اگر خدا بخواد سال بعد٬ ماه رمضان بعد٬ شب های قدر بعد٬ نجواهای عاشقانه تا سحر بعد٬ ... همش بعد٬ اونم بعدی که اختیار یک نگاهش رو ما آدم ها نداریم.چه امیدی وجود داره خدا ما رو تا سال بعد زنده نگه داره تا بخواهیم جبران کنیم.اصلا چرا عادت کردیم همش بگیم سال بعد٬ دفعه بعد٬ یک فرصت دیگه ... این مشکل من و خیلی از آدم های دیگه هست با ماه خدا٬ ماهی که اگر بخواهیم می تونیم اونقدر به خدا نزدیک بشیم که دیگه ازش فاصله نگیریم.دلمون همیشه پاک بمونه٬ بخاطر حرمت نزدیکیمون دیگه جرات و اراده گناه کردن رو نداشته باشیم و لذت درک خدا رو به همه چیز این دنیای فانی نفروشیم. اما این کار من نیست٬ یعنی تا حالا که نبوده٬فردا رو هم نمی دونم اما یک چیز رو خوب می دونم من فقط بلدم مثل همین نوشته خوب حرف بزنم و ادعا کنم.کلمات رو با رنگ و حس قشنگ بنویسم.نمی دونم شاید همین نوشتن همه واسه این باشه که به خدا بگم ... خدایا روزه ام را در این ماه با قدردانی و قبول آنچه تو و رسولت می پسندید مقرون فرما. خدایا تو از دلم آگاهی٬ می دانم که می دانی می خواهم اما بخواه تا همیشه بتوانم. خدایا به احدیتت قسم من می خواهم به تو نزدیک شوم اما چرا پاهایم زود سست می شوند ؟ خدایا به خاتم پیامبرانت قسم من خوب شروع می کنم اما چرا اراده آن زود از بین می رود ؟ خدایا امسال هم ماه رمضان رفت ... رفت ... خدایا به همین اشک هایم قسم جبران می کنم. خدایا فقط یک سال دیگر٬ تو که این همه سال صبر کردی یک سال هم واسه دل من صبر کن. به شرافتم قسم دیگر نمی گذارم پاهایم بلرزد٬آنقدر دلم را با فکر کردن به الطافت و اعمالم رو فقط برای رضای تو خالص می کنم تا بار دیگر به بنده گناهکار و پشیمانت فرصت جبران دهی. خدایا گناهانم اگر به اندازه کوههای سر به فلک کشیده هم باشد٬ باز هم دستم را بسوی تو دراز می کنم تا باز هم به من مهلت دهی.خدایا امانم بده و نگذار از درگاهت دور شوم.خدایی که اگر نبود همین ایمان سست من به تو٬ من در این دنیای مادی هیچ نبودم و در اوج نا امیدی دیگر امیدگاهی نبود که دستانم را برای کمک بسویت دراز کنم٬ آنهم خدایی که هر بار با کرامت و امانش به من فرصت می دهد.همان خدایی که امروز در آخرین غروب ماه رمضان آمدم تا با سری افکنده از گناهان بی شمار خالصانه و از ته قلبم بگویم: ببخش بنده خودت را٬ بنده ای که نتوانست٬ از روز ها و شب های ماه نزول قرانت و فرود فرشتگان درگاهت به زمین خوب استفاده کند٬ اما تو به خداییت این بار هم ببخش و اگر این بار لایق درک رمضان را داشتم مرا زنده نگه دار تا جبران کنم. الوداع ماه خدا٬ ماه رمضان الکریم٬ ماه نزول قرآن به محمد رسول الله٬ ماه شب های قدر. الوداع دعاهای سحر و ربنای افطار تا شاید سالی دیگر اگر خدا خواست و زنده بودنم ارزش داشت. الوداع قرآن خواندن های روزانه که انگیزه تمام کردنش را داشم اما این بار هم ارده ای نبود و باز ... الوداع ماه رمضان ۱۴۲۹ که برکت خودت را به زندگیم نشان دادی و تا زنده ام فراموشت نمی کنم. حلول ماه شوال و عید نیایش به درگاه پروردگار عالمیان بر همه عبادت کنندگان عاشقش تهنیت باد. |