زمین وبلاگ زیر آسمان وبلاگ
  
 اخبار روز زمین
 
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
 
آرشیو
موضوع بندی

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 4 تیر ماه سال 1387
السلام علیک یا فاطمه الزهرا ( س)  مادرم، همه زندگی ام فدای نگاهت

مادرم روزت مبارک

تمام لحظه هایی که من را در قلب وجودت نگاه داشته ای را فراموش کردن، سخت است مادرم

همه نگاهت که همیشه همراهم است و حسش می کنم را فراموش کردن، سخت است مادرم

لبخند امید بخش همیشگی تو را فراموش کردن، سخت است مادرم

گرمای زندگی بخش دستت که صورتم را همیشه می نوازد را فراموش کردن، سخت است مادرم

قلب نگرانت که با دیر آمدنم همیشه از جایش بر می خیزد را فراموش کردن، سخت است مادرم

عطر عشق همیشگی تو در خانه را فراموش کردن، سخت است مادرم

من همیشه تو را،حس نگاهت را،قلب همیشه نگرانت را،لبخند امید بخشت را،گرمای دستت را و بوی عشق همیشگی تو را در خانه می خواهم.از همه چیز بهتر و آرزوی قلبی من همیشه سالم بودنت است.و هیچ لحظه ای بی تو برای من لحظه نخواهد بود.

دوستت دارم مادرم، گوهر ناب زندگی ام ... دوستت دارم مادر ...


 
سه شنبه 14 خرداد ماه سال 1387
دوشنبه ۱۳ خرداد ۸۷، ساعت ۲۳:۲۰ شب ( زیباترین سکوت زندگی من )

تقدیم می شود به مهربانی که حس زندگی را در وجودش حس می کنم  * آران آکفا *

گفتم بیا تا 10 بشماریم بعد هر کی زودتر گفت خدافظ ... این جوری زیاد غصه نمی خوردیم.اما خودت

قبوول نکردی !! نه،این جوری خوب نیست.می خوام سورپرایز بشی ! اما نه ولش کن همین جوری

گفتم.ساعت الان شده ۲۳:20 و ما هنوز بعد یک ساعت نتونستیم خدافظی کنیم.یه دفعه تو یه

لحظه سکوت حرف می زنه ... سکوت می شکنه ... صدای مهربونی، که از یه قلب صاف و پاک

بیرون میاد آهسته می گه ... دیگه چیزی یادم نمی یاد.اما نه صبر کن ! چرا یادم اومد .گریه کردم ...

زیباترین اشک های زندگیم از چشمام سرازیر شدند ... حالا بازم سکوت باهام حرف می زنه

و با فکر کردن به تو آروم می شم.تو منتظر شکستن صدای سکوت منی، اما من نگذاشتم  این

رویای ترین سکوت زندگی ام زود تموم بشه.ببخش اما این آخرین خودخواهی من بود.قول می دم.

با احترام تقدیم می شود به مهربانی که حس زندگی را در وجودش حس می کنم  * آران آکفا *


 
شنبه 29 دی ماه سال 1386
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ( کربلا غوغاست امشب )

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا،السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

السلام علیک یا سید الشهدا و اهل النبوه

... وقتی اسب نجیب ابا عبدالله حسین(ع) ذوالجنان،که یال و پیشانی خودش رو تو لحظات آخر با خون امام حسین(ع) سرخ کرده بود بسوی چادر ها برگشت همه فهممیدند چی به سر آقا اومده.حالا این تنها ذوالجنان بود که باید جواب می داد.بگه که به حسین آب دادند.پیشانی سنگ خوردش چطور بود ؟ لب خشکیدش، پهلوی نیزه خوردش ... بگو ذوالجنان ... بگو که دیگه یتیم شدیم.بگو ذوالجنان بابام رو چی کار کردند ... بگو ... اما ذوالجنان چی داره بگه ... بگه بابا تون رو ... بریدند نامردا ... بگه زیر سم های ... یا حسین، یا امام زمان ... این اسب اینقدر نجیب بود فقط رنگ عشق سالارش رو اورد، تا بچه ها دیگه منتظر بابا نباشند تا براشون آب بیاره.دیگه زینب دست دادش رو نتونه ببوسه.اومد بگه بی حسین شدید.نتونست بگه جای بوسه پیامبر اسلام رو ... یا حسین ... یا امام زمان ... لعنت بر یزدیان و مردمانی که عهد و پیمانشون رو با سکه معاوضه کردند تا پسر علی تنها بماند.درود بر شرف و ایمان یارانی که تا آخرین لحظات با امام حسین(ع) سرورشان ماندند.که وقتی ابا عبدالله تنها به سوی یزیدیان می رفت نام آنها را به زبان می آورد و می پرسید کجایید ......... یا امام حسین  

کاش می تونستیم بفهمیم و بفهمم عاشورا یعنی چی ؟ اگه می تونستیم متوجه بشیم وقتی امام حسین خون فرزند خردسال خودش رو چرا به آسمان می فرستد و بعد خون خودش را دیگه پسر فاطمه این همه منتظرمون نمی گذاشت.چرا قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع) لب به آب نزد.خانم زینب(س) با این که می دید نامردها بچه ها رو دنبال کردند تو دشت و تیغ، امام سجاد(ع) را به زنجیر کشیدند و ... فقط لعنت می فرستاد و تن به خفت نداد و اینقدر صبر کرد تا همه یزدیان رو رسوا کرد.کاش لااقل این رو می تونستیم بفهمیم چرا هر سال عاشورا همه جا بوی عشق می ده ...

السلام علیک یا ثار الله

نام : حسین (ع)

لقب : سید الشهدا

کنیه : ابو عبدالله

نام پدر : علی (ع)

نام مادر : فاطمه (س)

تاریخ تولد : سوم شعبان سال چهارم هجری قمری

محل تولد : مدینه

دوران امامت : یازده سال

مدت عمر : پنجاه و هفت سال

تاریخ شهادت : روز عاشورا٬ سال ۶۱ هجری قمری

مرقد شریف : کربلا

 ورود ابا عبدالله الحسین(ع) به سرزمین کرب و بلا

روز ورود حضرت به سرزمین کربلا مصادف بود با روز پنجشنبه ٬دوم محرم سال ۶۱ هجری قمری. امام حسین(ع) برای حفظ قداست و حرم امن الهی و خنثی کردن توطئه های یزید ناچار شد آن سال حجش را به عمره مفرده تبدیل کند و پیش از عید قربان از مکه خارج شود و بسوی کوفه رهسپار شد.

امام حسین(ع) به همراه کاروانشان از مکه تا کربلا چند منزل پیمودند تا این که رسیدند به سرزمین کربلا و حضرت پرسیدند: این سرزمین چه نام دارد؟ گفتند؛ کربلاست.

امام حسین(ع) همین که نام کربلا را شنیدند٬‌گفتند؛ { الهم انی اعوذ بک من الکرب و البلا } سپس فرمودند؛ این مکان٬ کرب و بلا و محل محنت و عناست.فرو آیید که اینجا منزل و محل قیام ماست٬ این زمین جای ریختن خون ماست و در این مکان قبرهای ما واقع می شود که این ها را جدم رسول الله (ص) به من خبر داده است. 


<<    1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 298103 Clicky Web Analytics


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها